تابه حال به این فکر کرده اید که انداختن انگشتر در هر انگشت چه معنایی دارد؟ ما به شما می گوییم که هر انگشت نشانه چیست و چطور انداختن انگشتر در انگشتان مختلف تفاوت می کند.گاهی اوقات، علیرغم همه تلاشهایی که می کنیم، زندگی به مراد ما پیش نمی رود. ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 17:19  توسط پریوش
|
به نام خدا
در گوشه اي از اتاق نشسته بود ،مادر بزرگ در گوشه اي ديگر .در حالي که داشت در هاون چيزي مي کوبيد ، براي دل خود آواز مي خواند . پنکه سقفي کهنه اي در وسط سقف خانه مي چرخيد و با هر چرخش « غر و غر» مي کرد .
فرياد بلند مادر سکوت اتاق را شکست . با صداي بلند داد مي زد و مي گفت: « دو هفته از نوبت ما گذشته است ، بايد برود...» وپدر مثل هميشه باچشم و گوش و زبان اشاره مي کرد که:«آرام تر مي شنود.»
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390ساعت 7:32  توسط پریوش
|
در روز بيستم جمادي الثاني ، در حالي كه از بعثت پيامبر اكرم (ص) پنج سال مي گذشت ، نوزادي دختر چشم به جهان گشودكه خانه نوراني پيامبر را بيش از پيش ، روشن نمود و با آن محفل با شكوه طراوت و شادي ويژه اي بخشيد.
رسول گرامي آنچنان از وجود اين نوزاد به وجد و شعف آمده و لذت مي برد كه مي فرمود :« اين دختر روح و جان من است ، بوي بهشت را از وجودش استشمام مي كنم.»
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 19:59  توسط پریوش
|
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی
دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.........
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 9:23  توسط پریوش
|
دادمعشوقه به عاشق پیغام
که کند مادر تو با من جنگ
هر کجا بیندم از دور کند
چهره پرچین و جبین پر اژنگ
با نگاه غضب الوده زند
بر دل نازک من تیر خدنگ
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 8:47  توسط پریوش
|

تاج از فرق فلک برداشتن ،
جاودان آن تاج بر سرداشتن :
در بهشت آرزو ره یافتن،
هر نفس شهدی به ساغر داشتن،
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 8:45  توسط پریوش
|
انسانی زشت و عجیب الخلقه بود.
قدّی بسیار کوتاه و قوزی بد شکل بر پشت داشت.
موسی روزی در هامبورگ با تاجری آشنا شد
که دختری بسیار زیبا و دوست داشتنی به نام فرمتژه داشت.
موسی در کمال ناامیدی، عاشق آن دختر شد،
ولی فرمتژه از ظاهرو هیکل از شکل افتاده او منزجر بود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 7:27  توسط پریوش
|
کشیش سوار هواپیما شد. کنفرانسی تازه به پایان رسیده بود و او میرفت تا در کنفرانس دیگری شرکت کند؛ میرفت تا خلق خدا را هدایت کند و به سوی خدا بخواند و به رحمت الهی امیدوار سازد. در جای خویش قرار گرفت. اندکی گذشت، ابری آسمان را پوشانده بود، امّا زیاد جدّی به نظر نمیرسید. مسافران شادمان بودند که سفرشان به زودی شروع خواهد شد…
هواپیما از زمین برخاست. اندکی بعد، مسافران کمربندها را گشودند تا کمی بیاسایند. پاسی گذشت.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 7:24  توسط پریوش
|
برخي از رفتارهايي که والدين بايد در مورد فرزندان خود به آنها توجه ويژهاي داشته باشند:
۱ -به کودک خود برچسب نزنند.
۲ - او را با کودکان ديگر مقايسه نکنند.
۳ -بيش از حد توان او از او انتظار نداشته باشند.
۴ -طبيعت کودک خود را (درونگرا و برونگرا) ، نفي نکنند.
۵ -از حمايت بيش ازحد کودک خود بپرهيزند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 20:53  توسط پریوش
|
درسی که آرتوراشی به دنیا داد
Arthur Ashe
(آرتوراشی)
[/align]قهرمان افسانه ای تنیس ویمبلدون به خاطر خون
آلوده ای كه درجریان یك عمل جراحی درسال ۱۹۸۳دریافت كرد به بیماری ایدز مبتلا شد
ودربسترمرگ افتاد او ازسراسر دنیا نامه هائی از طرفدارانش دریافت كرد.
یكی از طرفدارانش نوشته بود :
چراخدا تورا برای چنین بیماری دردناكی انتخاب كرد؟
آرتور در پاسخش نوشت :
دردنیا ۵۰ میلیون كودك بازی تنیس را آغاز می كنند
۵میلیون یاد می گیرند كه چگونه تنیس بازی كنند
۵۰۰هزارنفر تنیس رادرسطح حرفه ای یادمی گیرند
۵۰هزارنفر پابه مسابقات می گذارند۵هزارنفر سرشناس می شوند
۵۰ نفربه مسابقات ویمبلدون راه پیدامی كنند
۴ نفربه نیمه نهائی می رسند و دونفر به فینال
وآن هنگام كه جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم
هرگز نگفتم خدایا چرا من؟
وامروز هم كه ازاین بیماری رنج می كشم هرگز نمی توانم بگویم خدایا چرا من؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 20:51  توسط پریوش
|